صفي الرحمان مباركفوري ( مترجم : محمد بهاء الدين حسينى )

474

الرحيق المختوم ( باده ناب ) ( فارسي )

« سبحان اللّه ! » چرا بيدارم نكردى ؟ گفت : سوره‌اى تلاوت مىكردم و دوست نداشتم آن را قطع كنم . « 1 » اين نبرد بيم و هراس را در دل باديه‌نشينان سنگدل بر جاى گذاشت . ( 1 ) اگر به شرح سريه‌هاى پس از اين غزوه نظر بيفكنيم ، مىدانيم كه ديگر ، اين قبايل غطفان جرأت نكردند پا از گليم خويش بيرون نهند ؛ بلكه - به تدريج - ناتوان گشتند تا از در اطاعت در آمدند و برخى از آنان در فتح مكه دوشادوش مسلمانان پيش رفتند و در نبرد حنين شركت نمودند و از غنايم بهره‌مند گشتند و پس از بازگشت از مكه ، زكات اموال خويش را به كارگزاران و كاركنانى كه نزد آنان مىرفتند ، مىپرداختند . در واقع نبرد ذات الرقاع ، هر سه جناح را - كه خود را نمايندهء مخصوص منطقه به شمار مىآوردند - در هم شكست و امنيّت و آسايش در سرتاسر منطقه سايه‌گستر شد و مسلمانان به راحتى مىتوانستند جلوى هر گونه آشوب و اشكالى را بگيرند . بىترديد ، اين نبرد براى فتح كشورهاى بزرگ جهان زمينه‌ساز بود ؛ زيرا اوضاع داخلى ، به سود اسلام و مسلمانان دگرگون گشت . ( 2 ) پيامبر پس از بازگشت از اين نبرد ، تا ماه شوال سال هفتم ه در مدينه ماند و در خلال اين مدت ، چند سريه به منطقه فرستاد . اينك بيان آنها : ( 3 ) 1 - سريهء غالب پسر عبد اللّه ليثى به طرف بنى ملوّح در منطقهء قديد . در ماه صفر يا ربيع الاول سال هفتم ه بنى ملوّح ، ياران بشير پسر سويد را كشته بودند . اين سريه براى گرفتن خون آنان فرستاده شد و شبانه يورش بردند و جمعى از آنان را از دم تيغ گذراندند و چارپايانشان را به غنيمت گرفتند . لشكر فراوانى از دشمن ، مسلمانان را تعقيب كردند . وقتى نزديك هم شدند ، باريدن باران شروع نمود و سيل بزرگى ميان دو گروه فاصله گشت و مسلمانان رستگار شدند و جان سالم به در بردند . ( 4 ) 2 - سريهء حسمى ، در ماه جمادى الثانى سال هفتم ه اتفاق افتاد كه شرح آن در بيان نامه به شاهان و زمامداران گذشت . ( 5 ) 3 - سريهء عمر بن خطاب به منطقهء تربه ، در شعبان سال هفتم ه به اتفاق سى تن از مبارزان .

--> ( 1 ) - زاد المعاد ، 2 / 112 .